۱۱ اسفند ۱۴۰۴
کپی شد!

تحلیل اختصاصی نگاه نو؛

«ایران؛ ملتی که با ترور نمی‌میرد و با فشار فرو نمی‌پاشد»

«ایران؛ ملتی که با ترور نمی‌میرد و با فشار فرو نمی‌پاشد»

دکتر محمدعلی صنوبری: در دهه‌های اخیر، یکی از خطاهای راهبردی تحلیلگران غربی، تقلیل ایران به چند چهره سیاسی و تصور اداره کشور بر مدار فرد بوده است.

تجربه‌های تاریخی اما نشان داده که ایران، پیش از آنکه به افراد متکی باشد، بر یک «جریان ملیِ ریشه‌دار» استوار است؛ جریانی که از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ تا امروز، در بزنگاه‌های سخت، خود را بازتولید کرده و ایستاده است. ترور، تحریم و فشار، شاید بتواند چهره‌ها را حذف کند، اما قادر به حذف یک ملت با حافظه تاریخی عمیق و هویت تمدنی مستحکم نیست. ایران نشان داده که با حذف رهبران نیز از هم نمی‌پاشد، بلکه منسجم‌تر می‌شود.

 

تاب‌آوری مردم و حاکمیت در ایران نیز همواره دست‌کم گرفته شده است. در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ، این تصور تقویت شد که فشار حداکثری می‌تواند ایران را به زانو درآورد. اما واقعیت تاریخی چیز دیگری است. ملت ایران هشت سال در برابر تجاوز رژیم بعث عراق ایستاد؛ جنگی که با حمایت هم‌زمان شرق و غرب از صدام همراه بود. امروز ایران نه‌تنها از دهه ۶۰ شمسی ضعیف‌تر نشده، بلکه از نظر توان دفاعی، عمق راهبردی و تجربه مدیریتی، به‌مراتب قدرتمندتر است.

جامعه‌ای که جنگ، تحریم و ترور را تجربه کرده، سازوکارهای بقا و پیشرفت در شرایط فشار را آموخته است.

در روزهای آغازین هر بحران امنیتی، یکی از محاسبات اتاق‌های فکر آمریکایی ـ صهیونیستی، تحریک نارضایتی داخلی و تبدیل آن به شورش سراسری بوده است. برآورد آنان این بود که با حذف رهبران عالی و ایجاد شوک روانی، مردم علیه نظام قیام خواهند کرد. اما آنچه رخ داد، خلاف این انتظار بود؛ حامیان نظام به صحنه آمدند و مخالفان نیز به صف دشمن نپیوستند. وقتی در روزهای دوم و سوم روشن شد که سناریوی «فروپاشی از درون» محقق نمی‌شود، تمرکز دشمن بر اهداف غیرنظامی، از جمله زیرساخت‌های عمومی و حتی مراکز درمانی، افزایش یافت؛ اقدامی که بیش از هر چیز نشان‌دهنده شکست در جنگ روایت‌ها و محاسبات اولیه بود.

ایران در این مواجهه‌ها عملاً به‌تنهایی ایستاده است. برخلاف برخی بازیگران منطقه‌ای که در نخستین روزهای بحران به‌دنبال ائتلاف‌سازی و درخواست کمک از پیمان‌هایی چون NATO می‌روند، ایران تکیه اصلی خود را بر ظرفیت داخلی گذاشته است. اتکا به توان بومی، صنایع دفاعی داخلی و شبکه اجتماعی وفادار، مزیتی است که در بزنگاه‌ها خود را نشان می‌دهد. همین استقلال راهبردی است که موازنه را پیچیده می‌کند.

در نهایت، مقایسه جمهوری اسلامی با رژیم خانوادگی پهلوی قیاسی مع‌الفارق است. نظام سیاسی پیش از انقلاب، به‌شدت شخص‌محور و وابسته به حمایت خارجی بود؛ در حالی که جمهوری اسلامی، بر شبکه‌ای گسترده از نهادهای ریشه‌دار و ساختارهای چندلایه استوار است که امکان جایگزینی سریع و بازتولید مدیریتی را فراهم می‌کند. تجربه جنگ‌های محدود و بحران‌های اخیر نیز نشان داد که با حذف یا جابه‌جایی برخی اجزا، کل سیستم از کار نمی‌افتد.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگر ثابت کرده که یک پروژه مقطعی یا یک حکومت صرفاً فردمحور نیست؛ بلکه تجلی یک جریان تاریخی و ملی است. چنین جریانی را نمی‌توان با تحریم، ترور یا عملیات روانی از میان برد. تاریخ ایران گواه آن است که این سرزمین، در سخت‌ترین شرایط، نه‌تنها می‌ماند، بلکه خود را بازتعریف و تقویت می‌کند.

مدیر مرکز تحقیقات رسانه نگاه نو

نظر شما

صفحات اجتماعی انتخاب سردبیر آخرین اخبار کاریکاتور عکس روز