۱۴ بهمن ۱۴۰۴
کپی شد!

در گزارشی اعلام شد؛

رسوائی اپستین؛ جنجالی که دست از سر ترامپ بر نمی‌دارد

رسوائی اپستین؛ جنجالی که دست از سر ترامپ بر نمی‌دارد

پرونده جفری اپستین، سرمایه‌دار بدنام آمریکایی و متهم به قاچاق و سوءاستفادهٔ سازمان‌یافته از کودکان، سال‌هاست به‌عنوان یکی از تاریک‌ترین رسوایی‌های نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکا شناخته می‌شود.طبق گزارش نیوزویک، پرونده اپستین برای دونالد ترامپ نه‌تنها تمام‌شده نباشد، بلکه ممکن است در آینده‌ای نزدیک «بدتر» هم بشود.

به گزارش نگاه نو، دولت آمریکا در چارچوب قوانین جدید موسوم به «شفافیت پرونده‌های اپستین» اقدام به انتشار میلیون‌ها صفحه سند، تصویر و ویدیو کرده است. در ظاهر، این اقدام به‌عنوان گامی بزرگ در جهت شفاف‌سازی معرفی می‌شود، اما واقعیت این است که بخش قابل‌توجهی از اسناد همچنان منتشر نشده یا به‌شدت سانسور شده‌اند. همچنین مشخص نیست معیار انتخاب اسناد منتشرشده چیست و چه کسانی از این گزینش سود می‌برند. از طرفی همین «انتشار ناقص» باعث شده گمانه‌زنی‌ها دربارهٔ پنهان‌کاری عامدانه تقویت شود.

از منظر تحلیلی، شفافیتی که ناقص و کنترل‌شده باشد، نه‌تنها اعتماد عمومی ایجاد نمی‌کند، بلکه زمینهٔ بی‌اعتمادی عمیق‌تر را فراهم می‌سازد؛ وضعیتی که مستقیماً دامن چهره‌های قدرتمند، از جمله ترامپ، را می‌گیرد.

در اسناد منتشرشده، نام افراد بانفوذ متعددی دیده می‌شود: سیاستمداران، شاهزادگان، میلیاردرها و چهره‌های رسانه‌ای. نام دونالد ترامپ نیز در میان این فهرست‌ها و مکاتبات به چشم می‌خورد. هرچند تاکنون اتهام قضایی مستقیمی علیه ترامپ مطرح نشده اما تکرار نام او در کنار اپستین، حتی در حد ارتباطات اجتماعی یا مکاتبات غیررسمی، از نظر افکار عمومی بسیار پرهزینه است.

در سیاست، «اثبات‌نشده بودن» الزاماً به معنای «بی‌هزینه بودن» نیست. تجربه نشان داده که تداوم حضور نام یک سیاستمدار در یک رسوایی اخلاقی، حتی بدون محکومیت قضایی، می‌تواند سرمایهٔ نمادین و اخلاقی او را به‌شدت فرسوده کند.

نکتهٔ متناقض‌نمای ماجرا اینجاست که قانونی که انتشار اسناد اپستین را تسهیل کرد، با امضای خود ترامپ به اجرا درآمد. ترامپ این اقدام را نشانهٔ «پاک‌دستی» و «اعتمادبه‌نفس» خود معرفی می‌کند. اما منتقدان می‌گویند اگر واقعاً چیزی برای پنهان‌کردن وجود ندارد، چرا همهٔ اسناد منتشر نمی‌شوند؟و چرا فرآیند انتشار این‌قدر کند، قطره‌چکانی و مبهم است؟

این تناقض، به‌جای آنکه به نفع ترامپ تمام شود، به عاملی برای تشدید سوءظن‌ها تبدیل شده و این تصور را تقویت می‌کند که شفافیت، کنترل‌شده و سیاسی است.

رسوایی اپستین برای ترامپ از دو جبهه خطرناک است:

نخست رسانه‌ها و مخالفان سیاسی بدان معنا که رسانه‌های جریان اصلی و دموکرات‌ها هر سند جدید را به‌عنوان نشانه‌ای از بحران اخلاقی در بالاترین سطوح قدرت آمریکا برجسته می‌کنند و ترامپ را نماد این فساد ساختاری معرفی می‌نمایند.

و دوم پایگاه حامیان خود ترامپ (MAGA) یعنی بخشی از حامیان ترامپ که انتظار «افشاگری کامل» داشتند، اکنون از نیمه‌کاره‌ماندن پرونده ناراضی‌اند و این نارضایتی، شکاف‌هایی در اردوگاه حامیان او ایجاد کرده است. این فشار دوگانه، موقعیتی کم‌سابقه ایجاد می‌کند که در آن ترامپ هم‌زمان از بیرون و درون تحت حمله قرار می‌گیرد.

از نگاه تحلیلی، چند عامل کلیدی وجود دارد که می‌تواند این پرونده را برای ترامپ پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر کند: انتشار احتمالی اسناد جدید و حساس‌تر در آینده؛زنده‌ماندن پرونده در افکار عمومی به‌عنوان نماد فساد نخبگان آمریکایی؛ هم‌زمانی این افشاگری‌ها با رقابت‌های سیاسی و انتخاباتی و مهم‌تر از همه، تبدیل‌شدن پرونده اپستین از یک موضوع حقوقی به یک سلاح سیاسی و اخلاقی.

پروندهٔ اپستین دیگر صرفاً یک پروندهٔ جنایی نیست؛ این پرونده به آینه‌ای تبدیل شده که ساختار قدرت، روابط پشت‌پرده و مصونیت نخبگان آمریکایی را بازتاب می‌دهد. برای دونالد ترامپ، حتی اگر هیچ‌گاه محکومیتی صادر نشود، ادامه‌دار بودن این رسوایی، انتشار ناقص اسناد و حضور مداوم نام او می‌تواند هزینه‌ای سنگین در سطح مشروعیت سیاسی و اخلاقی به همراه داشته باشد.

نظر شما

صفحات اجتماعی انتخاب سردبیر آخرین اخبار کاریکاتور عکس روز