در یادداشتی اختصاصی مطرح شد؛
تاکید بر ملی گرایی بریتانیایی و افزایش اراده اسکاتلندی ها برای استقلال
تاکید بر ملی گرایی بریتانیایی و انکار مطالبات اسکاتلندی ها برای عقب انداختن واگذاری اختیارات، باعث شکست وحشتناک دولتمردان بریتانیایی در بحث کنترل استقلال طلبی اسکاتلند شده است.
به گزارش نگاه نو، فریدمن، پدر علم اقتصاد نوین، یک جمله مشهور دارد: “کسانی که تغییر مسالمت آمیز را غیر ممکن می کنند، تغییر خشونت آمیز را اجتناب ناپذیر می کنند.”
انگلستان با باز نگه داشتن یک مسیر مسالمت آمیز و دموکراتیک برای استقلال اسکاتلند، همسایه ای دوست و شریک خواهد داشت. هرچه دولت لندن و وست مینستر بیشتر مطالبات را نادیده می گیرند و حق دموکراتیک اسکاتلند برای مستقل شدن را انکار می کنند، بیشتر خصومت ایجاد میکنند و این حماقت محض است.
در حالی که دولت اسکاتلند سخت کار می کند تا برنامه های آینده برای استقلال را تدوین و تنظیم کند، احزاب اپوزیسیون به جز مخالفت کردن، کاری نکرده اند.
در نسل قبلی، حداقل برخی از لیبرال دموکرات ها و حزب کارگر اسکاتلند در مورد مسائل مرتبط با قانون اساسی فکر می کردند اما از سوی احزاب اتحادیه گرا هیچ جایگزین معتبر و جذابی برای استقلال ارائه نشده است.
هیچ علاقه ای به این موضوع از سوی احزاب اتحادیه گرا وجود ندارد. پیشنهادات گوردون براون برای افزایش اختیارات دولت محلی اسکاتلند و ایرلند شمالی بد نبود اما ( Keir Starmer ) تعهد کمی به آنها نشان می دهد.
لیبرال دموکرات ها قبلا به “فدرالیسم” اعتقاد داشتند اما هیچ حرکتی به سمت این هدف انجام نداده اند.( در عمل هیچ کاری انجام نشده و تمامی ایده ها در حد شعار باقی مانده است).
یک مسئله حیاتی از سال ۲۰۱۴ تغییر کرده است. دولت امپراتوری بریتانیا در آن زمان مایل بود با اسکاتلند مانند بیشتر مستعمرات خود رفتار کند: کشوری که بریتانیا تعیین کننده تمام ابعاد سرنوشت آن هست. اکنون آن بریتانیا، در حال مرگ است اما به یاد غرور جوانی خود افتاده است: قصد دارد اسکاتلند را مانند ۱۳ مستعمره آمریکا نگه دارد و شد آن چه شد. یعنی با افول قدرت بریتانیا و تضعیف سیستم سیاسی و اقتصادی بریتانیا، مخصوصا پس از برگزیت و کرونا، بریتانیا دیگر صلابت لازم برای کنترل رفتار اسکاتلندی ها را ندارد!
نکات مهم
۱ ) وست مینستر و دولت بریتانیا دیگر توانایی کنترل و مهار رفتار ملی گرایان اسکاتلندی و خواست جامعه اسکاتلند برای استقلال را ندارند. افول اقتصادی و سیاسی بریتانیا پس از برگزیت مهمترین عامل این قضیه است.
۲_ اسکاتلند مستقل به یک قانون اساسی مدرن و دموکراتیک نیاز دارد. این سند متعهد به یک فرآیند دو مرحلهای است. اولین گام تایید و تصویب یک قانون اساسی موقت قوی و کافی، اما نه خیلی رادیکال است که باید از قبل در مورد توافق حاصل شده باشد که در دوره انتقالی تا تحقق استقلال مورد استفاده قرار میگیرد. گام دوم، ایجاد یک روند فراگیر قانون اساسی برای تدوین قانون اساسی دائمی است که باید در همهپرسی به مردم عرضه گردد. این یک روش عملی و معقول است.
۳ ) تئوریها و حزب کارگر در عمل هیچ گزینه عملی و پیشنهادی برای بهبود وضع اسکاتلندی ها ندارند. لندن دیگر حرف جدیدی برای اسکاتلندی ها ندارد.
۴ ) بنابراین اکنون به یک دوراهی واضح می رسیم:
الف ) انتقال سازمان یافته، با برنامهریزی دقیق به سوی استقلال اسکاتلند.
ب ) ناسیونالیسم بریتانیایی، فرسایش تفویض اختیارات و در واقع بازگشت به حکومت و سلطه لندن.
موضوع همهپرسی این انتخاب خواهد بود و این چیزی است که مردم باید انتخاب کنند.
نظر شما
- جفری ساکس: اقتصاد آمریکا در خطر فروپاشی است/افزایش شوکه کننده قیمت نفت
- درخواست فرانسه و ایتالیا از ایران برای خروج امن از تنگه هرمز
- سنتکام مرگ دو خدمه دیگر هواپیمای سوخت رسان آمریکا را تایید کرد
- آمریکا دنیا را وارد عصر تاریکی جدیدی کرده است
- آلمان نمیخواهد در جنگ علیه ایران شرکت کند
- اختلاف نظر معاون ترامپ با حملات نظامی به ایران پیش از صدور دستور عملیات
- بازتاب راهپیمایی روز قدس در رسانههای جهان
- جنگ ایران میتواند پایان سیاسی نتانیاهو را رقم بزند
- اقدام اتحادیه اروپا برای تحریم ایران، غیر قانونی است
- روسیه آماده همکاری برای بازگرداندن صلح به خاورمیانه است
- جنگ با ایران به زودی پایان مییابد
- هدف جنگ کنونی نه تنها ایران بلکه ترسیم مجدد ساختار منطقه است
- تبریک دفتر آیت الله سیستانی به رهبر جدید انقلاب
