مقاله فرید زکریا در واشنگتن پست؛
از اوباما تا بایدن؛ چطور آمریکا کنار رفت؟
امروز سیاست خارجی ما در چمبره نخبگان جزیرهای است که لفاظیهای آنها مصرف داخلی دارد و به نظر میرسد قادر به درک این مساله نیستند که جهان بیرون بهسرعت در حال تغییر است.
به گزارش نگاه نو، فرید زکریا مجری معروف آمریکایی در روزنامه واشنگتنپست نوشت که جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا، در سفر سال گذشته خود به عربستان سعودی با قاطعیت درباره سیاست آمریکا در خاورمیانه گفت: “ما کنار نمیرویم که عرصه برای چین و روسیه یا ایران خالی شود”. اما توافق هفته گذشته ایران و عربستان با میانجیگری چین نشان داد که دقیقا این اتفاق افتاده است.
برقراری مجدد روابط بین ایران و عربستان سعودی بهخودیخود رویداد عجیبی نیست، آنها هفت سال قبل روابط خود را قطع کرده بودند. اما خبر هفته گذشته نقص عمیقی را در سیاست خارجی آمریکا آشکار میکند، نقصی که در سالهای اخیر رو به وخامت گذاشته است.
آمریکا پیش از انقلاب ایران، چندین دهه روابط خوبی با ایران و عربستان سعودی در مقایسه با روابط این دو کشور با هم داشت. اما در حال حاضر، واشنگتن انعطافپذیری و نرمش لازمه این راهبرد را از دست داده است.
سیاست خارجی امروز ما بیانیههای اخلاقی کلانی است که جهان را به سیاه و سفید، دوست و دشمن تقسیم میکند که این بیانیهها و اظهارات با تحریمها و قوانین مسیر را بسته و سیاستها را حتی سختتر میکنند. فضای سیاسی به قدری بسته میشود که حتی گفتوگو با «دشمن» مخاطرهآمیز است.
در حال حاضر، کشورهای زیادی همچون روسیه، چین، ایران، کوبا، ونزوئلا، سوریه، میانمار، و کره شمالی هستند که آمریکا یا هیچ رابطهای با آنها ندارد یا روابط محدود و خصمانه دارد.
میتوان با هریک از این کشورها به شکل جداگانهای یا جمعی مخالفت، و از این طریق سیاست خارجی متصلب ایجادکرد، سیاستی که در آن ما تمایلی به گفتوگو با کشورهای دیگر نداریم و قادر به نشان دادن انعطاف در رابطه با آنها نیستیم؛ تنها به این امید که رژیمهای این کشورها سرنگون شوند.
این انتقاد از دولت بایدن نیست، بلکه انتقاد از چندین دهه سیاست خارجی آمریکاست. وضعیت تکقطبی آمریکا نخبگان سیاست خارجی این کشور را فاسد کرده است. سیاست خارجی ما اغلب مطالبهگری و تهدید و محکومیت است. اما تلاش اندکی برای درک طرف مقابل و مذاکره واقعی صورت گرفته است.
دولت اوباما سعی کرد مسیر دیگری را در پیش بگیرد. با ایران توافق هستهای کرد که میانهروهای درون رژیم را تقویت میکرد و میتوانست به روابط کارآمدتری با آن کشور بیانجامد.
از سوی دیگر، با پیگیری مسائلی چون جاسوسی اقتصادی که تا حدودی هم موفق بود، چین را درگیر کرد. روند عادیسازی روابط با کوبا را از سر گرفت و حتی سعی کرد روابط کاری خود را با روسیه حفظ کند.
اما فضای سیاسی واشنگتن تا حد زیادی با این نوع دیپلماسی مخالف بود و به محض آنکه دونالد ترامپ پا به کاخسفید گذاشت، از توافق هستهای با ایران خارج شد، تعرفههای گمرکی بر کالاهای چینی وضع و تحریمهای اعمالشده علیه کوبا را تشدید کرد و تلاش کرد تا دولت ونزوئلا را سرنگون کند.
هیچیک از این اقدامات موفقیتآمیز نبود، اما به قدری محکم و پابرجا هستند که تغییر آنها بسیار دشوار است. بایدن در مبارزات انتخاباتی خود وعده خنثیسازی این سیاستها را داد، اما به محض آنکه به ریاستجمهوری رسید دید که انعطافناپذیری به لحاظ سیاسی راحتتر است.
تمام اینها نشان از اینرسی یک امپراتوری پیر دارد. امروزه سیاست خارجی ما در چمبره نخبگان جزیرهای است که لفاظیهای آنها مصرف داخلی دارد و به نظر میرسد قادر به درک این مساله نیستند که جهان بیرون بهسرعت در حال تغییر است.
نظر شما
- جفری ساکس: اقتصاد آمریکا در خطر فروپاشی است/افزایش شوکه کننده قیمت نفت
- درخواست فرانسه و ایتالیا از ایران برای خروج امن از تنگه هرمز
- سنتکام مرگ دو خدمه دیگر هواپیمای سوخت رسان آمریکا را تایید کرد
- آمریکا دنیا را وارد عصر تاریکی جدیدی کرده است
- آلمان نمیخواهد در جنگ علیه ایران شرکت کند
- اختلاف نظر معاون ترامپ با حملات نظامی به ایران پیش از صدور دستور عملیات
- بازتاب راهپیمایی روز قدس در رسانههای جهان
- جنگ ایران میتواند پایان سیاسی نتانیاهو را رقم بزند
- اقدام اتحادیه اروپا برای تحریم ایران، غیر قانونی است
- روسیه آماده همکاری برای بازگرداندن صلح به خاورمیانه است
- جنگ با ایران به زودی پایان مییابد
- هدف جنگ کنونی نه تنها ایران بلکه ترسیم مجدد ساختار منطقه است
- تبریک دفتر آیت الله سیستانی به رهبر جدید انقلاب